دنبال چه مي گردي؟؟؟
تنها اميد بود كه مرا در اين راه روانه ساخت
تنها اميد بود كه راهنمايم شد
تنها اميد بود كه كوله باري از ايمان را به من ارزاني داشت
تنها ايمان بود كه هديه اي چون عشق را به من بخشيد
تنها عشق بود و تنها من
و تنها من بودم كه عشق شدم
و تنها عشق بود
وتنها عشق
و تنها عشق بود, بدون هيچ انعكاسي
و تنها عشق بود و نجوايي كه :
(( دنيال چه مي گردي ؟ ))
و تنها عشق بود و يك سوال
سوالي بي جواب
و تنها عشق بود پر از تنهايي
و تنها , تنهايي بود
وتنها
تنهايي ماند
نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:19 موضوع | لینک ثابت
تقدیم به تمامی زنانی که در انتظاری بیهوده به سر می برند ، اینان به امید نجات در انتظار مردی هستند که روزی از راه خواهد آمد و آنها را با خود خواهد برد و آنها نمی دانند که (( نجات ، خود در دستان ماست )).
انتظار اگر تمام وجود تو را خشک کرده باشد به تو چشمانی نافذ و عمیق داده ، آنقدر عمیق که تمام وسعت این دشت را به وضوح می بینی و اگر لکه ای به آن اضافه شود از چشمان تو پنهان نمی ماند . با هر لکه ای ، با هر حرکتی ؛ گویی انتظارت به پایان رسیده است و تو بر می خیزی تا آن لکه ی کوچک را ببینی ، که آیا همان شاهزاده ی توست که اینک با اسبی سپید آمده تا پری کوچکش را نجات دهد ؟ هم اینک سکوتی بر فضا حاکم می گردد و تنها چیزی که شنیده میشود صدای قلب نا آ رام توست و سرانجام لب می گشایی که (( آه ، نه )) و می نشینی در سکوتی دیگر ، در انتظاری دیگر و بارها و بارها تو لکه ای را می بینی و از جا می جهی بدون آنکه ناامید شوی . لکه ها پیاپی می آیند و می روند و تو باز هم به دور دستها می نگری ، برای بار دیگر لکه ای می بینی و می اندیشی که این لکه با لکه های دیگر تفاوت دارد . این لکه ی سیاه چون لکه های دیگر ، دشت را در زیر سم های اسب خویش لگد کوب نمی کند چرا که شاهزاده ی تو آنقدر بزرگ است که می تواند پرواز کند ، او نزدیکتر می آید و تو می دانی که انتظارت به پایان رسیده است ، اما ای کاش می دانستی که این شاهزاده ی بزرگ تو نیز ، یک لکه است ، لکه ای سیاه که تو اینک سیاهی آن را نمی بینی .
نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت
من همان مرغم
همان مرغی که می نالد شب و روز
از برای دیدن یک غم
از غم یک دوست یا دشمن
آری، همچون مرغ بوتیمار*
آن یکی دارد غمی از آب دریا
این یکی دارد غمی تا عمق دریا
من همان مرغم
*بوتیمار مرغی افسانه ای است که در ساحل می نشیند و از ترس اینکه مبادا آب دریا تمام شود فقط می گرید .
نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت
پایان انتظار
به كدامين سو مي نگري ؟
ديگر انتظار به پايان رسيده است
ديگر نمادها
آنگونه نيستند كه پيش از اين...
پنجره , جاده
معنايي ديگر گونه يافته
زمان , زمان شكستن پنجره ها
و گام نهادن در جاده اي نا معلوم است
ديگر انتظار به پايان رسيده است
نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت
با بررسی هنر و نقش فمینیسم در تغییر آن و آشکار کردن نقش زن در تاریخ هنر و همچنین هنر های هنرمندان فمینیسم می بینیم که هنرمندان فمینیسم تأثیر بسزایی در این زمینه داشتند. اما این تأثیرها و این فعالیت ها فقط به خارج از مرزهای ایران برمی گردد چرا که هیچ هنرمندی در ایران به فعالیت در این زمینه نپرداخته و اگر هم پرداخته فعالیتش بسیار محدود بوده است. البته هنرمندان ایرانی، چون شیرین نشاط هستند که در این زمینه کارهای هنری خود را ارائه می دهند ولی در ایران هیچ انجمن هنری فمینیستی دیده نمی شود. هنرمندان ما سعی در رقابت با یکدیگر دارند رقابتی که فقط در پی معرفی خود هستند. اگر چه گروه های هنری زیادی وجود دارند که به طور جمعی کار می کنند اما هیچ گونه تأثیری در زمینه ی احیای حقوق زنان در ایران نگذاشته و یا مدعی فمینیسم نبودند و یا اگر هم اشخاصی ادعای فمینیستی داشتند در کارهایشان این امر مشهود نیست و در نهایت می توان گفت فمینیسم هنوز به جامعه ی هنری ایران راه پیدا نکرده، این امر شاید به دلیل آن باشد که شرایط حاکم اجازه ی بیان هنری آزاد، را نمی دهد و یا هنرمندان زن ما نسبت به این امر بی تفاوت هستند و به همین بسنده کرده اند که در وادی ای قدم گذارند که روزی خاص مردان بوده است؟!!
نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 17:2 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
من در دنیای ممنوع زندگی می کنم ...
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که می توانی گوشه قلبت پنهان کنی
عشق ، اندیشه، و دریافتن .
فهرست اصلی
پیوند ها
سایت نقاشیهای من
خانه هنرمندان ایران
ماه مهر
گالری برگ
فرهنگستان هنر
نقاشان معاصر ایران
انجمن داستانی چوک
کافه داستان
انجمن شاعران ایران
گنجور
آوای آزاد
هنر و موسیقی
جامعه مجازی موسیقی ایرانیان
کودکان گرسنه
دوستان
زیستنی به اندازه ی یک فنجان
تراوشات یک ذهن بی مار
اشعار ناب 2
اشعار ناب
هری هالر
mortelle
آزادگی
دریچه
اروندیها
سراب
آبهای درخشان
زنی تاریک
عکس فوری
دیوار آزاد
عکاس جوان
ساناز کاریان
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY