تبليغاتX
کجاست اهل دلی تا که شرح غصه دهم

فمینیسم ، جنبشی در تمام حوزه ها

فمینیسم به عنوان جنبشی تاثیر گذار روندی را در تاریخ طی کرده است ، تاریخی که نقش و جایگاه زن را در دوران مادر سالاری یا د آوری می کند و در پی احقاق حقوق از دست رفته ی او تلاش می کند آنچه مسلم است این است که این مهم حاصل نمی شود مگرآنکه فمینیسم در تمامی شاخه ها به فعالیت خود ادامه دهد و از این روست که امروزه فمینیسم  را با نگرش های مختلفی می بینیم و طرفداران آن را فمینیست ها می نامیم نه فمینیست.

فمینیسم در رشته ی تاریخ به خوبی توانست نشان دهد که تاریخ توسط مردانی نوشته شده است که همیشه نقش زن را کمرنگ کرده و یا آن را حذف کرده است و بدین گونه این تاریخ را به چالش می کشد. در زمینه ی اقتصادی به خوبی نشان داد که آنچه باعث تضعیف زنان در جوامع می شود نداشتن پشتوانه ی مالی ای از آن خود ، اشتغال کم زنان در بازار کار، نداشتن سمت های مهم و به حاشیه راندن زنان، همه پیامد حذف تدریجی آنان و وابستگی اقتصادی شان به مردان است و از این روست که مرد به عنوان حامی و مسئول زن نقش خود را ایفا می کند. فمینیسم در رشته ی زبان نشان داد که زبان، خود به نحوی باعث تضعیف زنان می شود، ادبیاتی که امروزه متداول است حاوی لغاتی است که برای زن، نقشهایش را نشان می دهد و او را محدود به حوزه ی زنانه و اخلاق و رفتار زنانه می کند. حوزه ای که نمی تواند پا از آن فراتر گذارد و اگر بگذارد او را « دختر پسروار» می نامند. حوزه ای که بین Sex  و Gender تفاوتی قائل نمی شود. فمینیسم در حوزه ی اجتماعی و مسائل مربوط به خانواده به خوبی  آشکار کرد  که  خانواده به عنوان اولین  نماد اجتماعی است  که زن مورد ظلم قرار می گیرد و وظیفه ی مادری و احساس مادری را نیز زیر سوال برد. فمینیسم زیبایی را که مردان تعریف می کنند به گونه ای دیگر تعریف می کند ، زیبایی که به زن جنسیت می دهد و آن را «  شیء سازی کاذب » می نامند. به نظر فمینیست ها ارزشها و معیارهای زیبایی چیزی است که توسط مردان تعریف می شود و به جامعه راه پیدا می کند. و بالاخره فمینیستها نقد خود را به هنر نیز کشاندند. هنری که به عقیده ی برخی از آنان در خدمت مردان است و گویی دنیایی است که از دید مردان مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. دنیای که « نبوغ هنری » را تعریف می کند و آن را برای یک هنرمند مذکر می داند ، دنیای که واژه ی « بزرگ » را تعریف کرده و آن را برای هنرمندان بزرگ مردی می داند که اسمشان و آثارشان در تاریخ هنر ثبت گردید. دنیایی که زن را به صورتی شیءای برای لذت مردان « نگاه خیره ی مردان » آفرید. و از این رو فمینیسم هنری دیگر آفرید ، هنری که زنان خود ، خالق هستند. تمام آنچه تاریخ هنر آن را به عنوان هنر زنان پست می شمرد و متریال های آن را خاص زنان تلقی میکرد با دیدی انتقادی مورد استفاده قرار می دادند و هنری آفریدند که درجه بندی ای برای هنر پست و هنر والا قائل نبود. هنری که گویاست ، روایی است و موضوعاتی را در بردارد که هیچ گاه در هنر مورد توجه قرار نمی گرفت.

با وجود آنکه فمینیسم امروزه در برخی از کشورها به اهداف خود نائل شده اما هنوز زنان بسیاری هستند که حتی از حقوق اولیه ی خود نیز محروم هستند و همه ی اینها به خاطر سنت و فرهنگی است که زنان جوامع مختلف را محدود می کند. آنچه مسلم است این است که رهایی این زنان تنها در سایه ی تغییر فرهنگ و سنت امکان دارد. فرهنگی که منطبق با جوامع کنونی باشد و آموزشی که به زنان امروز « خود بودن » را بیاموزد.

 

׀ +׀ نویسنده: بنفشه بندعلی ׀ تاریخ: چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ׀ موضوع: ׀

بنفشه

این شعر افسانه امیری هدیه تولدیست به خودم :

(( دلم یک دشت بنفشه می خواهد.
‫و یک اسمان رهایی.
‫یک دشت بنفشه،
‫بنفشه،
‫بنفش.
‫هیچ وقت ساز من کوک نبوده در بنفش.
‫ولی حالا من بنفش را خوب می فهمم.
‫بنفش رنگ غربت است.
‫اما نه غربت غریب
‫بنفش نوعی غربت غریبگی در خانه است.
‫که غریب تر از غریبی است.
‫زرد بپاش اسمان. ))

با توجه به اوضاع این ایام در تولد امسالم بر خلاف سالهای قبل نه شمعی خواستم و نه کیکی و نه حتی تبریکی .  فقط یک چیز می خواهم : شعر . ( جا دارد از دوستی که به جای شعر اشکهایم را در این روز به من هدیه داد تشکر کنم . شاید این اشکها کامل کننده حال و هوای من در این ایام و در این روز بود . ممنون . )

׀ +׀ نویسنده: بنفشه بندعلی ׀ تاریخ: جمعه دوازدهم تیر 1388 ׀ موضوع: ׀

آخرین نگاه

 آنگاه که فریادش را در نطفه خفه کردند

آنگاه که بدنش را با درد آلودند

و آنگاه که سینه اش را

هدف قرار دادند

تنها نگاه او ماند

نگاهی ماندگار در یادها

که تنها یک سوال را به همراه داشت

به چه می نگریست ؟

آخرین نگاه !

آخرین نگاه شاید

دیدن ققنوسی بود که از دل خون بر می خاست

 

این نقاشی ام را با عنوان ققنوس به یاد ندای ایران و دیگر شهیدان راه آزادی  به تصویر در آوردم .

 

پرتره زیبای ندا به نام "چشمها" اثر Tim Obrien

 

׀ +׀ نویسنده: بنفشه بندعلی ׀ تاریخ: سه شنبه نهم تیر 1388 ׀ موضوع: ׀

در باره من

من در دنیای ممنوع زندگی می کنم ...
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که می توانی گوشه قلبت پنهان کنی
عشق ، اندیشه، و دریافتن .


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· داستان 12 : آخرین حرف
· داستان 11 : ضربه های رهایی
· داستان 10 : تنگه ی نیاز
· داستان 9 : تلخترین کلام
· داستان 8 : شهر سوخته
· داستان 7 : عروسیت مبارک
· داستان 6 : . . . . .
· شروعی دوباره
· آخرین نامه
· نمایشگاه نقاشی من


دوستان

· داستان کوتاه
· بامداد نو
· سلطنت سکوت
· هر کجا باشم کافکا هست
· سوتک من
· جان شیفته
· جواد غفاری
· تراوشات یک ذهن بی مار
· هری هالر
· شهاب ایمانی
· آزادگی
· دریچه
· اروندیها
· سراب
· آبهای درخشان
· زنی تاریک
· عکس فوری
· دیوار آزاد
· ساناز کاریان


پیوندهای روزانه

· سایت نقاشیهای من
· نگارخانه ایرانی
· کافه داستان
· انجمن داستانی چوک
· کتابناک
· ماه مهر
· گروه هنری حجم سبز
· انجمن خوشنویسان ایران
· اشعار ناب
· اشعار ناب 2
· گنجور
· آوای آزاد
· دکتر الهی قمشه ای
· دکتر الهی قمشه ای
· خانه هنرمندان ایران
· گالری برگ
· گالری خاک
· فرهنگستان هنر
· نقاشان معاصر ایران
· انجمن شاعران ایران
· هنر و موسیقی
· جامعه مجازی موسیقی ایرانیان
· کودکان گرسنه
· قالب وبلاگ


امکانات







Powered by WebGozar

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست



طراح قالب

Template By: Tempha.com