چه دنیای غم انگیزی

کسی با کس نمی گوید

کسی حتی غم تنهایی خود را

 پی دلدار خود هم وا نمی گوید

کسی با کس نمی خندد

کسی حتی برای مرده هایش هم نمی گرید

تو گویی چشمها خشک است

و آدمها همه بی کس

ولی حتی پی کس هم نمی گردند

نفس هاشان همه خشک است

و تن هاشان همه سرد است

و دل هاشان همه سنگ است

همه با هم غریبند

و همه مانند هم هستند

تهی از عشق و از احساس

همه با هم به یک فکرند

به پایانی که بر گیرد جهان شان را


 

نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 23:49 موضوع | لینک ثابت