باد شدیدی شروع به وزیدن می کند بادی که پیام آور طوفانی سهگین است . بادی که طبیعت را دگرگون می کند . برگها می ریزند ، گلها پرپر می شوند و موجها به خروش در می آیند . بادی که حتی انسانها را نیز منقلب می کند ، آنها را می هراساند و هر کدام از آنها دوان دوان به سوی سرپناهی هستند به سوی مفری. هر کدام تنها به این می اندیشند که کلاه خود را محکم نگه دارند تا باد آن را نبرد و دوان دوان ره میجویند . تنها گروهی اندک هستند که از باد نمی هراسند و با هم نغمه سرایی می کنند : « در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست » گروهی که در این باد و طوفان به راه خویش ادامه می دهند و مسیرشان را عوض نمی کنند و دنبال پناهگاهی نیز نیستند . آنها قدم در راهی می گذارند که خود انتخاب می کنند و با ایمان به هدفشان عقیده دارند که : کلاه که هیچ ، حاضرند سر سبزشان را نیز بر باد دهند .
کلاه داشتن یا کلاه نداشتن مساله این است !
نوشته شده توسط بنفشه بندعلی در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
من در دنیای ممنوع زندگی می کنم ...
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که می توانی گوشه قلبت پنهان کنی
عشق ، اندیشه، و دریافتن .
فهرست اصلی
پیوند ها
سایت نقاشیهای من
کافه داستان
انجمن داستانی چوک
کتابناک
ماه مهر
خانه هنرمندان ایران
گالری برگ
فرهنگستان هنر
نقاشان معاصر ایران
انجمن شاعران ایران
گنجور
آوای آزاد
اشعار ناب
اشعار ناب 2
هنر و موسیقی
جامعه مجازی موسیقی ایرانیان
کودکان گرسنه
دوستان
زیستنی به اندازه ی یک فنجان
تراوشات یک ذهن بی مار
هری هالر
mortelle
آزادگی
دریچه
اروندیها
سراب
آبهای درخشان
زنی تاریک
عکس فوری
دیوار آزاد
عکاس جوان
ساناز کاریان
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY